تبلیغات
اموزش خصوصی رانندگی در مهدیشهر - پشت سر مربیان....
شنبه 6 خرداد 1391

پشت سر مربیان....

   نوشته شده توسط: عبدیان    

بنام خدا

د

مثل همیشه داشتم تو اینترنت گشت میزدم كه چشمم به مطالبی افتاد كه پشت سر مربیا  گفتن . شما رو خدا قوانین رو رعایت كنید تا اینقد به این مربیاتون  بد و بیراه نگن.

ما مربیا مثل نارنگی هستیم كه پیش مرگ میوه هاست(چون پوستش راحتتر از بقیه كنده میشه) بمحض تصادف یا خلاف (مخصوصا از طرف جوونتر ها یا  خانم ها) اولین بد بیراه نثار مربیای زحمتكش میشه.

یه چند صفحه ای پشت سر ما نوشتن كه ( بعضیاش همچین پر بیراهم نبود) قضـــــــاوت با شمــــــــــا.

 

راننده های کندرو که درآخرین خط سمت چپ عرصه را بر همه تنگ میکنند معمولا خود نیز قربانی یک راننده کم دقت میشوند.با وجود قانون منع رانندگی با سرعت کم ،تا بحال شنیده نشده که راننده ای را به این دلیل جریمه نموده باشند.جالب تر این که کمتر رانند ه ای از خلاف بودن این امر اطلاع دارد!!!متاسفانه آموزش وامتحان رانندگی به موارد کم خطر مثل پارک دوبل و تنظیم آیینه اهمیت ویژه ولی چگونگی رانندگی در جاده ،فاصله ایمن،سبقت نابجا ،خطر رانندگی بدون چراغ ولاستیک بدون عاج وبرف پاک کن وبخاری و....... عملا هیچ آموزشی  داده نمی شود.(اینها تصورات شخصی من میباشد تا نظر شما چه باشد).ولی بهتر است فکری برای این جماعت کندرو خطرناک بشود.


خب  قضاوت با شما و اما....

 

آنچه در آموزشگاههای رانندگی به شما یاد نمی دهند

۱- اکثر ماشینهای موجود در خیابانها چراغ ترمزشان کار نمی کند و شما باید خوش شانس باشید در ترافیک پشت ماشینی قرار بگیرید که چراغ ترمزش روشن میشه، بنابراین باید از روی سرعت چشمی و چرخها وایستادن ماشین جلویی رو حدس بزنید، مراقب باشید که در هرصورت وقتی از پشت میزنید شما مقصرید.

۲- نیز سایر چراغهای موجود در ماشین به مثابه دکوراسیون هست. اصلا شما وقتی از چراغ راهنما برای راه گرفتن استفاده می کنی، خیلیا فوری متوجه میشن و به شما راه نمیدن.

۳- برای مردم ایران وقت بسیـــــار مهمه و اونها حتی فرصت چند ثانیه ترمز کردن رو ندارند و به محض اینکه جلوشون شلوغ میشه، بدون توجه به حجم ترافیک و یا سرعت ماشینهای لاینهای بغلی، جلوی اونها خواهند پیچید.

۴- همانند شماره یک اکثر ماشینهای موجود در خیابانها فقط یک چراغشان روشنه بنابراین در شب از دور فکر نکنید طرف موتوری هست و میتونید ازش رد بشید!

۵- گفتم موتوری؟ اساسا شما باید بدانید که موتورسوارها آزادترین انسانهای موجود در خیابانها هستند و اصولا خیابان جولانگه اونهاست. اونها مختار و مجاز به انجام هرنوع خلافی در خیابان هستن و چون ۹۰درصدشون گواهینامه ندارن (یا اگه هم داشته باشند خیالی نیست) به محض اینکه به شما بزنند، براحتی در خواهند رفت. چون ترافیک برای اونها معنی نداره، اگه هم معنی داشته باشه فوقش به یکی دیگه میزنن و بازم در میرن، شما با یک وسیله نقلیه چند برابر هیکلی که نمیتونید دنبال اونا برید، بنابراین شما باید بپائید

۶- بازم در مورد موتوریها مراقب بارهاشون باشید. مثلا فرض کنید، آقای موتوری یه کیسه گنده آهن آلات گذاشته روی ترک موتورش، احتمال اینکه بارهاش بیفته بسیار بالاست بنابراین همیشه از این موتوریها فاصله بگیرید.

۷- اصولا سر تقاطعها و مخصوصا از فرعی به اصلی کسی ترمز نمی کنه. همینطور نزدیک خط عابر پیاده. بنابراین اگه رسیدین سر فرعی ها، شمایی که در خیابان اصلی هستی باید سرعتت رو کم کنی و به اونها حق تقدم؟ (یکی از بی معنی ترین حقها در رانندگی در ایران) بدی، حتی در اتوبانها وقتی شما داری با سرعت ۹۰ کیلومتر از شانه راست جاده میری، انتظار نداشته باش، ماشینی که پارک کرده با سرعت ۲۰ کیلومتر نپیچه جلوی شما، به هرحال احتیاط کنید.

۸- در ورودی اتوبانها و به طور کلی از فرعی به اصلی بشدت مراقب باشید، چون بسیاری از این مردم وقتشون طلاست و میخوان سریعتر برسن، بنابراین اینطوریه که عمود بر خیابان، از فرعی به طرف لاین سبقت میرن حالا شده با سرعت مثلا ۴۰ کیلیومتر جلوی شمایی که داری ۱۱۰ میری رد بشن.

۹- بالعکس هم همینطور. وقتی کسی میخواد از خیابان اصلی خارج بشه و به طرف فرعی بره، احتمال اینکه یادش رفته باشه باید بپیچه و از قبل بره لاین راست جاده و همونجا برای خودش ترمز کنه و با خیال راحت عمود بر خیابان به طرف فرعی بره، بسیار بالاست.

۱۰- اینکه در اتوبان کسی فرعی رو رد کنه و دنده عقب بیاد اصلا و ابدا چیز عجیبی نیست بنابراین اگر در شانه راست جاده هستید و به خروجی رسیدین حواستون به چراغهای سفید باشه.

۱۱- اساسا شما باید تند برید، و هیچ معنایی نداره حتی در جائیکه محدودیت سرعت هست، با ۶۰ کیلومتر برید چون عقبی ها همیشه عجله دارند، میفرمائید راه باز نیست خوب شما حتما یا میترسید یا تازه کارید، چون باید لایی بکشید و راه باز کنید (این نظر ماشینهای عقبی است)

۱۲- در هر صورت شما باید مراقب باشید کسی به شما نزنه. چون احتمال اینکه بزنه و در بره بیش از ۹۰ درصده مخصوصا اگه خانم باشید طرف یه چند تا متلک هم بارتون میکنه.

۱۳- لاین های ممتد و به طور کلی خطکشی در خیابان برای زیبایی و دکوراسیون خیابانهاست و کسی به اینها محل نمیذاره، حالا اگه بوقی، چراغی زدید و طرف نپیچید جلوی شما باید خدا رو شاکر باشید وگرنه حین رانندگی علاوه بر توجه به ماشین جلویی باید حواستون به لاینهای کناری ۲ طرف باشه. برای حفظ اعصاب بهتره بی خیال فاصله ایمنی بشید و فاصله رو با ماشین جلویی کم کنید چون در غیر اینصورت بقیه به محض پیدا کردن نیم وجب راه، جلوی شما خواهند پیچید.

۱۴- باید به خاطر داشته باشید که رانندگی در ایران بیشتر از اونکه به مهارت نیاز داشته باشه، به اعصابی پولادین نیاز داره، شما گاهی اوقات می بینی که یه بچه ۱۶ ساله پشت یه ماشین مدل خدا نشسته و به طرز غریبی احساس میکنه باید با شما کورس بذاره اونم در یک منطقه مسکونی و پر تردد! بنابراین به جای تمرین رانندگی بهتره سعی کنید، تمرینهای آرامش اعصاب و روان انجام بدید که خیلی بیشتر به دردتون میخوره.

 

دوباره اعتراف میكنم كه اینا فقط  نقل قول هستند قضاوت با شما...

 

و یکی از چیزهای بسیار بسیار مهمی که در آموزشگاهها حتی بهش یه اشاره ناقابل هم نمیکنن (شاید بعلت موقعیت سوق الجیشی اونجا) راننده های خانم و نسوان عزیز هستن .
از اونجایی که احترام خانمها در همه حال اجباری و واجب هست ، پس اگه در حین رانندگی احیانا اتومبیلی رو دیدین که راننده اون یه خانم محترم بود ، چشم ازش بر ندارین .
چرا که هر آن ممکنه یه ترمز سنگین کنه یا جلوتون بپیچه یا بخاطر نخوردن به مانعی خلاصه حسابی همه کار بکنه ! مخصوصا وقتی با سرعت ۸۰ ۹۰ تا دارین در لاین سبقت میرین خیلی مراقب خانمی که از بریدگی می خواد با شما همسفر ! بشه باشید !
تورو خدا خانمها به دل نگیرن چون فقط قصدم جلوگیری از اتفاقات حتمیه . باور کنین .
متاسفانه خانمهای عزیز در حین رانندگی فقط میتونن به یک آیتم توجه کنن نه بیشتر .
و قوه تخمین ضعیفی هم دارن . شاید همه اینها بخاطر ترس باشه . نمیدونم .
البته این مسئله کلیت نداره و من خانمهای بسیار وارد هم دیدم اما بندرت .

 

 

و بـــــــــــاز...

 

رطب خورده منع رطب كی كند

اغلب روزایی كه اموزش داشتیم مربیمون كمر بند نمی بست و جالبتر كه افسر ممتحن هم كمر بندشو نبسته بود  و وقتی به ایشون گفتم جناب سرهنگ كمر بند ببندید(البته خیلی محترمانه) گفت لازم نیست شما بهم بگید من میدونم چكار كنم شما كار خودتو انجام بده و نشون به نشون 4 بار با همون افسر رد شدم و با فسر دیگه ای امتحان دادم و قبول شدم حالا من هر چی بگم بخاطر اون كمر بند باهام لج كرد قبول نمیكنید كه...

 منتظر بقیه مطلب باشید بازم پشت سر ما صفحه میذارن

خبرشو بهتون میدم .اگه كسی مطلبی داره همینجا تو نظرات بنویسه با نام خودش انتقال میدم همینجا.

موفقتر باشید.

 

 


جاوا اسكریپت